fekrat.kateban.com , Asef Fekrat articles in memorize of literati and scholars.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
تکسرودها

دل و تن

نار خندان باغ را خندان کند

صحبت مردانت از مردان کند

گر تو سنگ صخره و مرمر شوی

چون به صاحبدل رسی گوهر شوی

کوی نومیدی مرو امیدهاست

سوی تاریکی مرو خورشیدهاست

دل تورا در کوی اهل دل کشد

تن تو را در حبس آب و گل کشد

مولوی
فهرست
  • بام دنیا - ترجمۀ آصف فکرت - بخش سوم
  • بام دنیا - ترجمۀ آصف فکرت - بخش دوم
  • بام دنیا - ترجمۀ آصف فکرت - بخش نخست
  • شعر نو یافته ای از رودکی
  • حافظ به گفتۀ حافظ
  • باز هم در خدمت مولانا
  • گفتار بلخ در مثنوی معنوی
  • خراسان بزرگ و دوستی خاندان پیامبر
  • غزل
  • معرفی کتاب: تاریخ هرات
  • تابش دیگر نمی تابد؟
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (5)
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (4)
  • گفتار بلخ در کلیات شمس(3)
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (2)
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (1)
  • ای دگرگونساز دلها
  • علم دولت نوروز
  • اسطورۀ انگور
  • حکمت در سویس آسیا-4 /حکمت در هرات
  • حکمت در سویس آسیا-3 / غزنی – قندهار - فراه
  • حکمت در سویس آسیا - 2 / ادامۀ بازدید از کابل
  • حکمت در سویس آسیا -1 / از پشاور تا کابل
  • حکمت در سویس آسیا / مقدّمه: حکمت و افغانان
  • از هرات تا ارومچی
  • چند روزی در جنیوا(ژنو)
  • یاد ندوشن
  • جام عدل
  • امیرزادۀ بافرهنگ
  • غزنه با شیراز دارد ربطهای معنوی
  • یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع
  • با پروفسور فضل الله رضا(1)
  • با پروفسور فضل الله رضا(2)
  • چند غزل
  • در خراسان و...
  • مسجد و مکتبخانه
  • فاریاب، کندز و انیس
  • با مترجم حدود العالم
  • منشی صاحب
  • چند غزل دیگر
  • منشآت وقایع نگار
  • یادی از هرات نیم قرن پیش و ...
  • دیوار
  • از دبیرستان تا دانشگاه
  • زبان مردمی - ترانک
  • راه نیستان و...
  • حسن خان شاملو
  • گزارش سفیر قاجار
  • متن جغرافیایی از سدۀ چهارم
  • تاجیکی، دری، فارسی و دلبر سعدی
  • مقاله
  • میخ اول بر تابوت استعمار
  • مقدّمۀ فارسی هروی
  • باز هم از گل بگو
  • خوش آمد گل
  • بیدل و نسخه شناسی
  • غزل - پیام
  • مجلد 14 دائرة المعارف بزرگ اسلام
  • شیخ بهائی و هرات
  • با استاد حبیبی
  • چهل سال دوستی
  • به یاد جاوید
  • نـــیایــش
  • نوروز هـــــــرات
  • ادبـــکده
  • شهر ها و شعر ها
  • چند نکتهء لطیف
  • شکسته یا نشسته؟
  • از هرات تا مـکــّه
  • تــرجمۀ موزون
  • نکته...نکته...نکته
  • هیأت تحریر
  • یاد سمرقند
  • پروژۀ مسیح
  • خاطره
  • شانکر
  • به امید شادی روح مادرم، مریم منشی زاده
  • مطالعات کودکی
  • شیخ طاهر
  • یاد گرامی مادر
  • محیط فضل و ادب
  • کـُشککی
  • حقشناس باشیم
  • بیدل شناسی
  • میوه ها
  • عطّـار هروی
  • محقق طباطبایی
  • قلمرو زبان دری
  • آهوی کوهی
  • بخارا
  • فکری سلجوقی
  • شایق پندار
  • کتابفروشیها
  • استادمن در صحافی

  • نویسنده

                a_fekrat@msn.com  
     
     آصف فکرت در سال 1325 خورشیدی  دیده به جهان گشود. پس از فراگرفتن دروس مقدماتی، تعلیمات ابتدایی را ...

    فهرست آثار

    ·        مناجات و گفتار پیر هــرات، کابل، انتشارات بیهقی، 1356ش، 216ص.
            چاپ دوم، تهران، نشرثالث، 1387.
    0    لغات ...

    سایت های دیگر
    دفتر اشعار

    سروده های تازه

    یـــــــــادها

    ازگلستان من ببر ورقی

    Dari-Classics

    آمار پس از آبان 1389
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۸۳۴۵۲ نفر
    کاربران حاضر : ۴ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۹۴
    بازدید از این یادداشت : ۱۸۹۷ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/02/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    آهوی کوهی

    نسخه قابل چاپ

     

    صبح نـــــــشـــا بــور*  

    به  اســتاد شــفـیـعی کــدکـنی

    که مجموعهء دلنشین و گرانسنگ

    هزارء دوم آهوی کوهی را  به گویندهء این سطور مرحمت فرموده اند

     

    بزرگا! دوستا! دانشورا! پاینده باشی

    چنان کان پاکدل مرد  خراسانی دعا می کرد یاران را:

    الهی زنده باشی!

    *** 

    مدامت باد طبع اندر شکرریزی

    همیشت آستین جود زیب  شکّرآویزی

    که از گنجینۀ  دُرِ دری-

    هزارۀ دوّمِ آهوی کوهی

    دل افسرده شادان شد

    و فانوس خیالم بار دیگر پرتو افشان شد

    ***  

    شنیدم من  ز  نای  آهوی کوهی غریو شــیر

    و از پیشانی  او پرتوِ خورشید را دیدم

    نمی گویم سخنهای تو را از دیگران بهتر – و لیکن خوب – فهمیدم

    صریر خامه ات سرّ دلم را فاش گفت و نغز بشنیدم

    ***

    بنال ای دوست، خاموشانه خوش نالیدنت نازم

    بر اوج شعر نغز پارسی  بالیدنت نازم

    ***

    تو می نالی و من آزردۀ  دردم

    تو داری از زمستان قصّه،  من افســـردۀ  این پهنۀ  توفانی و سردم

    تو از آلاله می گویی و من غلتیده  در خونم

    تو از زنجیر می گویی و من پابستۀ  زندان هارونم

    سرشک خویش می بینم که می لغزد ز چشم  تو

    دل آزرده ام آرام می گیرد ز خشم تو

    *** 

    من و تو هر کجا بودیم و اکنون هرکجا هستیم

    اگر نزدیک و گر دوریم

    غریبیم  و به یک  دستور مهجوریم

    گر از شام هری بودیم،  یا از صبح نیشـــــــابور

    گریزان از شــبیـــم و تشـــنۀ  نوریم.

     

    تهران،  24  مهر    1379-  آصف فکرت

    نقل از مجلهء  بخارا 

     

    ارسال شده توسط محمد آصف فكرت در تاريخ سه شنبه 6 تير 1385 ساعت 3:34 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)


    لینک ثابت این یادداشت:



     
    ارسال نظر

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    fekrat.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Powered by kateban.com