fekrat.kateban.com , Asef Fekrat articles in memorize of literati and scholars.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
تکسرود ها

شنگک و شنگولک

ناگهان بستُد دلم دلدارکی
شنگکی شنگولکی عیارکی
چستکی کم گویکی پٌردانکی
تُرککی گلچهرکی طرّارکی
شوخکی شیرینکی موزونکی
جانکی جانانکی دلدارکی
خوبکی زیبایکی نیکویکی
شورک انگیزی شکر گفتارکی
مستکی جادویکی گستاخکی
سحرک آمیزی و دل آزارکی
خرّمی افزایکی غم کاهکی
شادمانی بخشکی غمخوارکی
بویک زلفینک مشکینکش
مشکک افشانی و عنبربارکی
حسنک رخسارک چون ماهکش
دل نهانی دزدکی مکارکی
غمزگک خونریزکی هاروتکی
نرگسک سرمستکی بیمارکی
زلفکش راصددل وجان ودلک
زیرکی بربندکی امّارکی
لعلکش سرچشمۀ حیوانکی
قدّکش کبک دری رفتارکی
زلفکش مشکینکی پُرچینکی
چشمکش فتّانکی خونخوارکی
خطّک پُر حسنک پُرتابکش
بندکی زنجیرکی و مارکی
پیشک رخسارک رنگینکش
ماهک و خورشید خدمتگارکی

از کلیات شمس

فهرست
  • علم دولت نوروز
  • اسطورۀ انگور
  • حکمت در سویس آسیا-4 /حکمت در هرات
  • حکمت در سویس آسیا-3 / غزنی – قندهار - فراه
  • حکمت در سویس آسیا - 2 / ادامۀ بازدید از کابل
  • حکمت در سویس آسیا -1 / از پشاور تا کابل
  • حکمت در سویس آسیا / مقدّمه: حکمت و افغانان
  • از هرات تا ارومچی
  • چند روزی در جنیوا(ژنو)
  • یاد ندوشن
  • جام عدل
  • امیرزادۀ بافرهنگ
  • غزنه با شیراز دارد ربطهای معنوی
  • یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع
  • با پروفسور فضل الله رضا(1)
  • با پروفسور فضل الله رضا(2)
  • چند غزل
  • در خراسان و...
  • مسجد و مکتبخانه
  • فاریاب، کندز و انیس(1)
  • فاریاب، کندز و انیس (2)
  • با مترجم حدود العالم
  • منشی صاحب
  • چند غزل دیگر
  • منشآت وقایع نگار
  • یادی از هرات نیم قرن پیش و ...
  • دیوار
  • از دبیرستان تا دانشگاه
  • زبان مردمی
  • راه نیستان و...
  • حسن خان شاملو
  • گزارش سفیر قاجار
  • متن جغرافیایی از سدۀ چهارم
  • تاجیکی، دری، فارسی
  • مقاله
  • دلبر سعدی
  • ترانک
  • میخ اول بر تابوت استعمار
  • مقدّمۀ فارسی هروی
  • باز هم از گل بگو
  • نسخۀ فرسوده
  • خوش آمد گل
  • استنساخ اهل حال
  • غزل - پیام
  • مجلد 14 دائرة المعارف بزرگ اسلام
  • شیخ بهائی و هرات
  • با استاد حبیبی
  • چهل سال دوستی
  • به یاد جاوید
  • نـــیایــش
  • نوروز هـــــــرات
  • ادبکده 2
  • ادبـــکده
  • شهر ها و شعر ها
  • چند نکتهء لطیف
  • شکسته یا نشسته؟
  • نکته ... نکته ...نکته
  • از هرات تا مـکــّه
  • تــرجمۀ موزون
  • نکته...نکته...نکته
  • هیأت تحریر
  • یاد سمرقند
  • پروژۀ مسیح
  • خاطره
  • شانکر
  • به امید شادی روح مادرم، مریم منشی زاده
  • مطالعات کودکی
  • شیخ طاهر
  • یاد گرامی مادر
  • محیط فضل و ادب
  • کـُشککی
  • حقشناس باشیم
  • بیدل شناسی
  • میوه ها
  • عطّـار هروی
  • محقق طباطبایی
  • کمال خراسانی
  • آهوی کوهی
  • بخارا
  • نکته...نکته...
  • فکری سلجوقی
  • آثار فکرت
  • شایق پندار
  • کتابفروشیها
  • استادمن در صحافی

  • نویسنده

                a_fekrat@msn.com  
     
     آصف فکرت در سال 1325 خورشیدی  دیده به جهان گشود. پس از فراگرفتن دروس مقدماتی، تعلیمات ابتدایی را ...

    فهرست آثار

    ·        مناجات و گفتار پیر هــرات، کابل، انتشارات بیهقی، 1356ش، 216ص.
    ·        لغات زبان گفتاری هــرات، کابل، انتشارات بیهقی، ...

    سایت های دیگر
    شـــــعر فکرت

    یـــــــــادها

    ازگلستان من ببر ورقی

    Dari-Classics

    دوبیتی ها
    شمارگر
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۵۸۷۳۵ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۸۵
    بازدید از این یادداشت : ۱۲۹۱ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/02/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    ادبـــکده

    نسخه قابل چاپ

    یادداشتها از سده ها (6)

    گلگشت ادبی

     

    بر پشت نسخۀ منهاج البیان در طب، با تاریخ  620 هجری (شمارۀ 5142) به  خطّی کهن و ظاهرا ً از همان سدۀ هفتم این چکامۀ حکمت آمیز بدون ذکر نام گویندۀ آن یادداشت شده است:

     

    گــر آدمی حـُجـُب از پیـــش دیده بــردارد

    یقیــن شود کاجلش با امل چه ســــر دارد

    بــدین نعیـم مـُزوَّر کجا شـــود مغــــرور؟

    هـرآن دلی که ز اســـــــرار حق خبر دارد

    بـه رنگ و بوی جهان غرّه عاقلان نشوند

    کی هست زهـر، ولی چاشنی شـــکر دارد

    در آن نباشــــــد منظور هوشــــــیاری  کاو

    برون ز حــس بــصر مطمحی دگـــر دارد

    ز آدمی چه شــــماری بهیمه طبــــــعی کاو

    مقـَـــر به عالم حســـّی چو گاو و خر دارد

    کجا به حبـــل متین اعتصــــام جان جوید؟

    کسی که عــُروۀ وثقی ز ســـیم و زر دارد

    بعــنقـــریب شـــود نــادم و نــدارد ســـود

    هـر آن که پنـد خــردمنـــــد مختصر دارد

    ز روح قدســی و انســـانی آگهیـــش مباد!

    هــرآن که روح طبیــــعی چو جانور دارد

    تــو از ســــهام اجـــل ایمنی و  بویحـــیی

    مبــــارزان یک انـــداز کارگـــــــــر دارد

    به گوش جان اگر این پند بشنود عاقــــــل

    دل از زمـــانۀ نــــــاپـــایــــدار بــــــر دارد

     

    جناس و زبان گفتار

     

    بازی با واژه ها، بویژه در سخن منظوم، از روزگار کهن تا امروز، ارباب ادب و اصحاب ذوق را موجب تفریح خاطر بوده است. در بسیاری از نسخه های خطّی، که مالکان آنها ذوق ادبی داشته اند، اینگونه تفنـّنها ثبت شده و به یادگار مانده است؛ مثلا ً در این رباعی، که بر سپیدی یک نسخۀ کهن یادداشت شده، شاعر  واژه های "نمدم"  (نمد ِ خود) و "نمدم" (نمی دهم)  را به بازی گرفته و این رباعی دلنشین را سروده است:

     

    یک مو نمــــدم به هردو عالم نمدم

    بهتر ز هزار صوف و اطلس نمدم

    روزی که حسـاب نقد مردم گیرند

    غــیر از نمدم حســـاب دیگر نمدم

     

    سه رباعی که در پایان نقل می شود، بر پشت یک نسخۀ خطی سدۀ هفتم، به خطی از همان روزگار، کتابت شده است و هر یک  لطف خاص خویش را دارد. در رباعی اول و دوم شاعر که اندوه در دلش گره شده و یارای بیان آن را ندارد، به نالۀ بلبل و کبوتر که گویا به باور شاعر قصـّۀ عشق  و شرح غصـّه است، رشک می برد و می گوید که کاش من همان می توانستم به همین سادگی و آشکارا آنچه را که از دست "او" بر سرم آمده، بیان کنم و شرح دهم:

     

    دی بلبلکی بر سر شـــــاخی با جفت

    می گفت غمی که در دلش بود نهفت

    رشـک آمدم از بلــبل و با خود گفتم:

    شــــاد آنکه غمی دارد و بتواند گفت

    ***

    دوشینه کبوتری چو من طاق از جفت

    از نالــــــش او هیچ نخفتــــیم و نخفت

    او ناله همی کرد و منش می گفتــــــم

    شاد آنکه غــــمی دارد و بتواند گفت

     

    در رباعی دیگر مطلبی بسیار دلنشین و رمزآمیز بیان شده است. نخست که از ورای این ترانه به یک رسم بسیار کهن و هنر و صنعت میناکاری و گوهرنشانی اشاره شده و شاعر نشان می دهد که چگونه صنعتگران و هنروران روزگاران کهن نگاره های طبیعت را می کشیده اند و از سیم و زر و جواهر بر اساس رنگهای همانندی که با طبیعت دارند، سود می برده اند. در این ترانه شاعر اشاره دارد که هنرمندان  از گوهران گوناگون گلها می ساخته و می آراسته و می بسته اند. اما اینها گلهای دلخواه بلبل نیستند و بویی و به گفتهء لسان الغیب حافظ "آنی" ندارند.

     

    دی بلبلکی، ظریفکی، خوشخویی

    می گفت به ناز در کنــــار جویی

    کاز لعل و زمرّد و زر و مروارید

    بنــدند گلی، ولی ندارد بویـــــــی

     

    شهر اتاوا، آدینه  25 اسفند(حوت) 1385

    16 مارچ 2007  

    آصف فکرت

    ارسال شده توسط محمد آصف فكرت در تاريخ جمعه 25 اسفند 1385 ساعت 2:59 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)


    لینک ثابت این یادداشت:



     
    ارسال نظر

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    fekrat.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Powered by kateban.com